کوتاه و جذاب از زندگی امام کاظم

ایمیل پرینت PDF
Administrator

16روش امام آن چنان دقيق و حساس بود كه تلاش چشمگير و جاسوسي هاي مداوم حاكمان عباسي براي به دست آوردن سرنخي از اقدامات امام عليه السلام بي نتيجه بود و امام همچنان در همه زمين هها موفق و كارآمد به پيش م يرفت و در اوج اقتدار معنوي و اجتماعي قرار داشت، به گون هاي كه نگاه كل جهان اسلام متوجه ایشان بود
هارون از سرسختي آل علي در برابر حكومت عباسيان به شدت رنج مي برد و از اين رو، از هر راهي كه ممكن مي شد، مي كوشيد تا آنان را بكوبد يا در جامعه سبك سازد، پول هاي گزاف به شاعران خودفروخته مداح در باري مي داد تا آل علي را هجو كند. از جمله در مورد منصور نمري در ازاء قصيده اي كه در هجو آل علي سروده بود فرمان داد كه او را به خزانهٔ بيت المال ببرند تا هر چه مي خواهد بردارد. همهٔ علويان بغداد را به مدينه تبعيد كرد و گروهي بي شمار از ايشان را كشت يا مسموم ساخت. حتي از استقبال مردم به قبر حضرت امام حسين عليه السلام، رنج مي برد و فرمان داد تا قبر و خانه هاي مجاور آن را خراب كنند و درخت سدري را كه كنار آن مزار پاك روييده بود، قطع نمايند. پيش تر پيامبر اسلام (ص) سه بار فرموده بود خدا لعنت كند كسي را كه درخت سدر را قطع مي كند

 

فدک

زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقات ها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت. وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود: مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به ما مسترد نخواهي كرد (يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق من است) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر (ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخرفروشي به ديگران گفت. امام كاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت (يعني سلام بر تو اي پدر من). مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد.

 

 

مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد كرد، (حضرت علي بن ابيطالب (ع) را در خواب ديد كه خطاب به او اين آيه را مي خوانند: فهل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا في الارض و تقطعوا ارحامكم) 12 و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است به قدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است.

 

قويترين مردم
اين راهنمايي امام كاظم .« هر كس مي خواهد قوي ترين مردم باشد، بر خدا تكيه كند » : امام موسي كاظم عليه السلام فرمودند عليه السلام مي تواند ما را در تمام كارها موفق كند. چون وقتي دست به كاري مي زنيم، اگر به خداي بزرگ كه تمام قدرت ها از طرف اوست توجه و بر او توكل و تكيه كنيم، اراده قوي تري پيدا مي كنيم و با كمكي كه از طرف خدا مي گيريم، مي توانيم آن كار را بهتر و شايسته تر انجام دهيم.

 

بازنده
يعني اگر امروز به ؛« كسي كه دو روزش مثل هم باشد، زيان ديده است » : حضرت امام موسي كاظم عليه السلام مي فرمايند اندازه ديروز پيشرفت علمي و پيشرفت هاي ديگر داشته باشيد، بازنده هستيد؛ اما اگر تلاش كنيد تا امروز از فرصتي كه داريد بهتر استفاده كنيد، آن وقت برنده هستيد.

حلم و بردباري
در مدينه مردي بود كه هرگاه امام را مي ديد زبان به دشنام مي گشود. روزي امام به همراه ياران خويش از كنار مزرعه او
مي گذشتند كه او مثل هميشه، ناسزاگويي را آغاز كرد. ياران امام بر آشفتند و از امام خواستند تا آن مرد بد زبان را مورد تعرض قرار دهند. امام به شدت با اين كار مخالفت كرد و آنان را از انجام چنين كاري بازداشت. روز ديگري امام به سراغ مرد رفت تا او را در مزرعه اش ملاقات كند، ولي مرد عرب از كار زشت خود دست بر نداشت و به محض ديدن امام، ناسزا گفت. امام نزديك او رفت و از مركب خود پياده شد. به مرد سلام كرد. مرد بر شدت دشنام هاي خود افزود. امام با خوش رويي به او فرمود: هزينه كشت اين مزرعه چه قدر شده است؟ مرد پاسخ داد: يك صد دينار، امام پرسيد: اميد داري چه اندازه از آن سود ببري و برداشت كني؟ مرد با گستاخي و طعنه پاسخ داد: من علم غيب ندارم كه چه مقدار قرار است عايدم شود. امام فرمود: من نگفتم چه سودي به تو خواهد رسيد بلكه پرسيدم تو اميد داري چه مقدار سود عايدت شود؟ او كه از پرسش هاي امام گيج شده بود پاسخ داد: فكر مي كنم دويست دينار محصول از اين مزرعه برداشت كنم. در اين هنگام، امام كيسه اي به مبلغ سيصد دينار طلا بيرون آورد به مرد داد و فرمود: اين را بگير و كشت و زرعت نيز براي خودت باشد. اميد دارم پروردگار آنچه را اميد داري از كشت و كارت سود ببري، عايد تو سازد. مرد سرافكنده و بهت زده، كيسه سكه هاي زر را از امام گرفت و پيشاني امام را بوسيد و از رفتار زشت خود، پوزش خواست.

 

سخن به زبان فارسي
ابو بصير از حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام پرسيد:"امام با چه نشانه هايي شناخته مي شود؟" فرمود:"امام راستين صفاتي دارد كه اولين و مهم ترين آن اين است كه امام قبلي معرفي اش كرده باشد. همان گونه كه رسول خدا علي بن ابيطالب عليه السلام را معرفي كرد، هر امامي نيز بايد امام پس از خود را معرفي نمايد. نشانهٔ ديگر آن است كه هر چه از او م يپرسند، جواب بدهد و از هيچ چيز بي خبر نباشد. نشانهٔ ديگر اينكه هرگز در دفاع از حق سكوت نكند، از حوادث آينده خبر بدهد و به همهٔ زبان ها سخن بگويد. "سپس فرمود:"هم اكنون نشانه اي به تو مي نمايم كه قلبت مطمئن شود." در همين حال مردي خراساني وارد شد و شروع كرد به عربي سخن گفتن، اما امام پاسخش را به فارسي داد. مرد خراساني گفت:" من خيال م يكردم فارسي متوجه نمي شويد. "امام فرمود:"سبحان الله! اگر نتوانم جوابت را به زبان خودت بدهم، پس چه فضيلتي بر تو دارم؟" سپس فرمود:"امام كسي است كه سخن هيچ فردي بر او پوشيده نيست. او كلام هر شخص و هر موجود زنده اي را مي فهمد. امام با اين نشانه ها شناخته مي شود و اگر اين ها را نداشته باشد، امام نيست."

 


آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، ۱۹ آذر ۱۳۹۲ ، ۱۰:۴۲  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

دسته بندی موضوعات شگفت

پر بازديد ترين مطالب شگفت

کاربرانی که ممکن است شما بشناسید

!هنوز وارد سایت نشده اید

جهت ارسال لینک ، مطالب و فیلم های شگفتتان ابتدا باید وارد سایت شوید

تبلیغات

بانر تبلیغاتی